در سال‌های فعالیتم در حوزه دریانوردی بارها با یک سؤال مهم از سوی دریانوردان، خانواده‌های آن‌ها و فعالان صنعت دریایی مواجه شده‌ام: آیا حرفه دریانوردی در ایران واقعاً سخت و زیان‌آور محسوب می‌شود و اگر پاسخ مثبت است، این موضوع در عمل چگونه اجرا می‌شود؟

پاسخ به این سؤال، برخلاف چیزی که در نگاه اول به نظر می‌رسد، فقط به یک ماده قانونی یا یک تصمیم اداری محدود نمی‌شود. سخت و زیان‌آور شناخته شدن حرفه دریانوردی نتیجه سال‌ها پیگیری، مطالبه صنفی، تغییرات قانونی و البته اختلاف‌نظرهایی است که در مسیر اجرای مقررات میان دریانوردان، کارفرمایان و سازمان تأمین اجتماعی شکل گرفته است.

دریانوردی از بسیاری جهات با مشاغل سخت متعارف تفاوت دارد. ماه‌ها دوری از خانواده، زندگی و کار شبانه‌روزی روی کشتی، شیفت‌های نامنظم، شرایط متغیر و گاه خطرناک دریا، مسئولیت سنگین حفظ ایمنی کشتی و خدمه و فشارهای جسمی و روانی، تنها بخشی از واقعیت حرفه‌ای است که یک دریانورد با آن مواجه می‌شود. به همین دلیل، موضوع بازنشستگی دریانوردان و نحوه محاسبه سابقه سخت و زیان‌آور آنان همواره یکی از مسائل مهم و چالش‌برانگیز حوزه کار و تأمین اجتماعی در صنعت دریایی ایران بوده است.

اما یک نکته اساسی وجود دارد: بین «سخت و زیان‌آور بودن یک حرفه در قانون» و «اجرای کامل مزایای قانونی برای یک فرد» تفاوت وجود دارد. اینکه دریانوردی در چه سالی و بر چه مبنایی در زمره مشاغل سخت و زیان‌آور قرار گرفت، قانون ۲۰ سال سابقه متوالی یا ۲۵ سال سابقه متناوب دقیقاً چه می‌گوید، گروه‌های «الف» و «ب» چه تفاوتی دارند، اختلافات مربوط به شرط سنی چه بوده و امروز در سال ۱۴۰۵ وضعیت بازنشستگی دریانوردان چگونه است، همگی نیازمند بررسی دقیق مسیر قانونی این موضوع هستند.

در این مطلب تلاش کرده‌ام به عنوان عضو کوچکی از خانواده دریایی ایران از منظر دغدغه‌های واقعی جامعه دریانوردی، داستان سخت و زیان‌آور شدن حرفه دریانوردی در ایران را از قانون تا اجرا مرور کنم؛ از نخستین قوانین مربوط به مشاغل سخت و زیان‌آور در دهه ۱۳۶۰ گرفته تا قرار گرفتن حرفه دریانوردی در این چارچوب، چالش‌های اجرایی، موضوع سوابق بیمه و در نهایت وضعیت امروز دریانوردان.

هدف این است که بدون پیچیده کردن بحث با اصطلاحات حقوقی، روشن کنیم قانون درباره مشاغل سخت و زیان‌آور چه می‌گوید، دریانوردان چه حقوقی دارند و چرا اجرای این حقوق در عمل گاهی با چالش مواجه شده است.

سؤال: اصلاً «سخت و زیان‌آور» بودن یک شغل یعنی چی؟

خیلی ساده اگر بخواهیم بگوییم، شغل سخت و زیان‌آور شغلی است که به‌خاطر شرایط کاری، عوامل فیزیکی، شیمیایی، محیطی، روانی یا ماهیت خود کار، سلامت جسم و روان فرد را در طول زمان تحت تأثیر قرار می‌دهد.
قانون برای این دسته از مشاغل حمایت‌هایی در نظر گرفته؛ مهم‌ترین حمایت هم بحث بازنشستگی زودتر از حالت عادی است.


سؤال: پس قانون ۲۰ سال سابقه برای مشاغل سخت از چه زمانی آمد؟

یکی از نقاط مهم، سال ۱۳۸۰ بود. با اصلاح تبصره ۲ الحاقی ماده ۷۶ قانون تأمین اجتماعی، شرایط بازنشستگی مشاغل سخت و زیان‌آور مشخص‌تر شد.

قاعده معروفی که از آن زمان خیلی مورد استناد قرار گرفت این بود:

۲۰ سال سابقه متوالی یا ۲۵ سال سابقه متناوب در کار سخت و زیان‌آور.

در صورت داشتن شرایط قانونی، فرد می‌توانست بدون اینکه مثل بازنشستگی عادی منتظر رسیدن به سن معمول بازنشستگی باشد، درخواست بازنشستگی کند.


سؤال: آیین‌نامه جدید مشاغل سخت و زیان‌آور چه زمانی تصویب شد؟

در سال‌های ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ آیین‌نامه اجرایی جدید مشاغل سخت و زیان‌آور تصویب و ابلاغ شد.

در این آیین‌نامه، مشاغل سخت به دو گروه «الف» و «ب» تقسیم شدند.


سؤال: گروه «الف» و «ب» چه فرقی با هم دارند؟

خیلی خلاصه:

گروه الف: کاری است که سخت و زیان‌آور تشخیص داده شده، ولی با رعایت اصول ایمنی و بهداشت حرفه‌ای می‌توان عوامل زیان‌آور آن را کنترل یا کاهش داد.

گروه ب: کاری است که حتی با رعایت اصول ایمنی و بهداشت، عوامل سخت و زیان‌آور آن همچنان وجود دارد و ماهیت کار باعث می‌شود این عوامل کاملاً از بین نروند.


سؤال: آیا گروه «ب» نسبت به گروه «الف» امتیاز مالی بیشتری دارد؟

نه؛ صرفاً ب بودن شغل به معنی حقوق یا پول بیشتر نیست.

دسته‌بندی الف و ب بیشتر برای مشخص کردن ماهیت شغل، امکان اصلاح شرایط کار و تکلیف کارفرما ایجاد شده است.

هر دو گروه در چارچوب مقررات مشاغل سخت و زیان‌آور قرار می‌گیرند و صرفاً به دلیل «ب» بودن، امتیاز مالی جداگانه‌ای برای فرد ایجاد نمی‌شود.

به زبان خیلی ساده:

گروه ب سخت‌تر است، ولی این به معنی پول یا سابقه بازنشستگی بیشتر نسبت به گروه الف نیست.


سؤال: پس چرا اصلاً مشاغل را به الف و ب تقسیم کرده‌اند؟

دلیل اصلی این تقسیم‌بندی، تفاوت در قابل اصلاح بودن شرایط کار است.

در گروه الف، اگر کارفرما شرایط محیط کار را اصلاح کند و عوامل زیان‌آور را به حد قابل قبول برساند، ممکن است شغل دیگر سخت و زیان‌آور محسوب نشود.

اما در گروه ب، حتی با رعایت اصول ایمنی و بهداشت، عامل سختی و زیان‌آوری به‌طور کامل از بین نمی‌رود؛ یعنی سختی کار بیشتر به ماهیت خود شغل مربوط است.


سؤال: حالا برسیم به اصل موضوع؛ چرا سخت و زیان‌آور بودن حرفه دریانوردی این‌قدر دیر تصویب شد؟

اینجا داستان جالب‌تر می‌شود.

موضوع فقط این نبود که کسی قبول نداشته باشد دریانوردی شغل سختی است. اتفاقاً سختی کار دریانوردی از جنبه‌های مختلف کاملاً قابل توجه است.

مشکل این بود که نظام موجود تشخیص مشاغل سخت و زیان‌آور، بیشتر برای محیط‌های کاری خشکی و کارگاه‌ها طراحی شده بود.

دریانوردی شرایط متفاوتی دارد؛ مثلاً:

  • زندگی شبانه‌روزی روی کشتی
  • دوری طولانی از خانواده
  • شیفت‌های کاری سنگین و نامنظم
  • شرایط سخت آب‌وهوایی
  • خطرات ناشی از دریا
  • مسئولیت مستقیم حفظ جان افراد و ایمنی کشتی
  • کار در محیطی که امکان ترک سریع محل کار وجود ندارد
  • فشارهای روحی و روانی ناشی از ماه‌ها دوری از خانواده و محیط عادی زندگی

بخش زیادی از این سختی‌ها با معیارهای سنتی تشخیص مشاغل سخت در محیط‌های خشکی به‌سادگی قابل اندازه‌گیری نبود.


سؤال: یعنی مشکل فقط قانونی بود؟

نه. مجموعه‌ای از عوامل درگیر بود.

از یک طرف، چارچوب اداری و قانونی برای چنین شغل خاصی به‌سادگی آماده نبود.

از طرف دیگر، سخت و زیان‌آور شناخته شدن یک شغل، مخصوصاً برای بازنشستگی زودتر، برای کارفرما و صندوق بیمه‌ای هزینه مالی دارد.

وقتی یک گروه شغلی زودتر بازنشسته شود، باید نیروی متخصص جدید جایگزین شود و هزینه‌های بیمه و بازنشستگی هم افزایش پیدا می‌کند.

بنابراین طبیعی بود که موضوع فقط یک بحث فنی درباره «سخت بودن کار» نباشد؛ بلکه بحث هزینه، نیروی انسانی، بیمه و نحوه اجرای قانون هم مطرح باشد.


سؤال: دریانوردان از چه زمانی پیگیری جدی برای این موضوع را شروع کردند؟

طبق گزارش‌های موجود، پیگیری صنفی موضوع در اواخر دهه ۱۳۸۰ جدی‌تر شد و انجمن‌ها و نمایندگان صنفی دریانوردان تلاش کردند حرفه دریانوردی رسماً در فهرست مشاغل سخت و زیان‌آور قرار بگیرد.

یعنی موضوع سال‌ها مطرح بود، اما در این دوره پیگیری‌ها شکل جدی‌تر و سازمان‌یافته‌تری پیدا کرد.


سؤال: نقطه عطف اصلی چه سالی بود؟

سال ۱۳۸۹ را می‌توان یکی از مهم‌ترین نقاط عطف دانست.

در این سال، حرفه دریانوردی در ردیف مشاغل سخت و زیان‌آور قرار گرفت.

این اتفاق برای دریانوردان اهمیت زیادی داشت، چون از اینجا به بعد اصل موضوع یعنی سخت و زیان‌آور بودن حرفه دریانوردی وارد چارچوب رسمی مقررات شد.


سؤال: بعد از این تصویب، دیگر مشکل تمام شد؟

نه، اتفاقاً بخش مهم دیگری از ماجرا از همین‌جا شروع شد.

بین «تصویب سخت و زیان‌آور بودن» و «اجرای کامل و بدون دردسر قانون» تفاوت وجود دارد.

بعد از قرار گرفتن دریانوردی در این چارچوب، بحث‌هایی درباره نحوه اجرای مقررات، سابقه بیمه، احراز سابقه دریانوردی و شرایط بازنشستگی به وجود آمد.


سؤال: مشکل سال ۱۳۹۱ چه بود؟

یکی از مهم‌ترین اختلاف‌ها در سال ۱۳۹۱ اتفاق افتاد.

سازمان تأمین اجتماعی برای اجرای مقررات، بحث حداقل ۵۰ سال سن را مطرح کرد.

این موضوع با اعتراض دریانوردان روبه‌رو شد؛ چون استدلال آنها این بود که طبق مقررات مشاغل سخت و زیان‌آور، اگر فرد ۲۰ سال متوالی یا ۲۵ سال متناوب سابقه کار سخت و زیان‌آور داشته باشد، اصل بر امکان بازنشستگی بدون شرط سنی است.

بنابراین از اینجا اختلاف اصلی از «آیا دریانوردی سخت است یا نه؟» به سمت «قانون دقیقاً چطور باید اجرا شود؟» رفت.


سؤال: یعنی دریانوردی از نظر قانون سخت و زیان‌آور بودن پذیرفته شد، ولی مشکل اصلی اجرای آن بود؟

دقیقاً.

به زبان ساده می‌توان گفت:

مرحله اول: اثبات و تصویب سخت و زیان‌آور بودن حرفه.

مرحله دوم: مشخص کردن اینکه چه دریانوردی، با چه سابقه‌ای و تحت چه شرایطی مشمول می‌شود.

مرحله سوم: اجرای مقررات توسط سازمان تأمین اجتماعی.

بخش قابل توجهی از اختلافات سال‌های بعد مربوط به مرحله دوم و سوم بود.


سؤال: چرا دریانوردی با وجود سختی زیاد، دیرتر از بعضی مشاغل دیگر سخت و زیان‌آور شد؟

چون «سخت بودن واقعی یک شغل» تنها معیار تصمیم‌گیری نبود.

یک شغل ممکن است از نظر فیزیکی بسیار سخت باشد، اما اگر سال‌ها قبل در چارچوب مقررات مربوط به مشاغل سخت قرار گرفته باشد، مسیر قانونی آن قبلاً طی شده است.

دریانوردی با یک مشکل اضافه روبه‌رو بود: ماهیت خاص شغل.

کار دریانورد فقط بلند کردن بار یا کار در یک محیط آلوده نیست. دریانورد ماه‌ها در یک محیط بسته و متحرک زندگی و کار می‌کند، از خانواده دور است، با خطرات دریا مواجه است و در بسیاری از مواقع باید به‌صورت شبانه‌روزی آماده مقابله با شرایط اضطراری باشد.

بنابراین بخش مهمی از سختی دریانوردی، سختی‌ای است که در یک جدول ساده عوامل فیزیکی و شیمیایی محیط کار به‌راحتی دیده نمی‌شود.


سؤال: آیا مسائل مالی هم در این تأخیر نقش داشت؟

احتمالاً بله و این موضوع را باید از بحث حقوقی جدا کرد.

سخت و زیان‌آور شدن یک شغل فقط یک عنوان روی کاغذ نیست. این تصمیم روی سن بازنشستگی، تعداد سال‌های پرداخت مستمری، حق بیمه و هزینه‌های صندوق تأمین اجتماعی اثر می‌گذارد.

از طرف دیگر، صنعت دریایی به نیروی متخصص نیاز دارد و بازنشستگی زودتر دریانوردان یعنی شرکت‌ها باید زودتر نیروی متخصص جدید جذب و آموزش دهند.

بنابراین موضوع برای کارفرمایان و سیستم بیمه‌ای، تبعات اقتصادی هم داشته است.


سؤال: آیا دریانوردان تشکل صنفی برای پیگیری این موضوع داشتند؟

بله. تشکل‌ها و نمایندگان صنفی دریانوردان در سال‌های مختلف این موضوع را پیگیری کردند و همین پیگیری‌های صنفی یکی از عواملی بود که باعث شد موضوع از سطح مطالبه صنفی به مرحله تصمیم‌گیری رسمی برسد.


سؤال: آیا موضوع کنوانسیون کار دریایی هم به سخت و زیان‌آور بودن دریانوردی مربوط است؟

این دو موضوع را باید از هم جدا کرد.

ایران در دهه ۱۳۹۰ به چارچوب‌های بین‌المللی مرتبط با کار دریایی، از جمله کنوانسیون کار دریایی MLC 2006، پیوست و این موضوع باعث تقویت حقوق مرتبط با شرایط کار و زندگی دریانوردان شد.

اما MLC به‌خودی‌خود همان قانون بازنشستگی مشاغل سخت و زیان‌آور ایران نیست.

یعنی:

MLC = حقوق و شرایط کار دریانوردان در سطح بین‌المللی

و

قانون مشاغل سخت و زیان‌آور = مقررات داخلی ایران درباره حمایت‌های بیمه‌ای و بازنشستگی

این دو می‌توانند مکمل هم باشند، ولی یکی جای دیگری را نمی‌گیرد.


سؤال: در سال‌های اخیر چه اتفاقی افتاده؟

در سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ دوباره موضوع بیمه و حمایت‌های قانونی از ملوانان و دریانوردان مورد توجه قرار گرفت.

در کنار موضوع سخت و زیان‌آور بودن، بحث‌هایی درباره پوشش بیمه‌ای ملوانان و صیادان و نحوه پرداخت حق بیمه هم مطرح شد.

بنابراین در سال‌های اخیر، مسئله دریانوردان فقط «بازنشستگی سخت و زیان‌آور» نبوده؛ بلکه موضوع بیمه، سابقه پرداخت حق بیمه و حمایت‌های اجتماعی هم همچنان مطرح بوده است.


سؤال: قانون برنامه هفتم چه تأثیری روی مشاغل سخت گذاشت؟

یکی از نکات مهم برنامه هفتم این بود که برای برخی افراد، افزایش سنوات لازم برای بازنشستگی در نظر گرفته شد.

اما مشاغل سخت و زیان‌آور از این افزایش عمومی مستثنی شدند و تابع مقررات خاص خودشان باقی ماندند.

بنابراین این تصور که با برنامه هفتم، تمام قواعد بازنشستگی سخت و زیان‌آور برای دریانوردان از بین رفته یا مثل مشاغل عادی افزایش یافته، درست نیست.


سؤال: پس امروز، در سال ۱۴۰۵، وضعیت کلی چیست؟

اصل مقررات مشاغل سخت و زیان‌آور همچنان وجود دارد و دریانوردان واجد شرایط می‌توانند در چارچوب مقررات مربوط از مزایای آن استفاده کنند.

قاعده اصلی همچنان این است که برای مشاغل سخت و زیان‌آور، ۲۰ سال سابقه متوالی یا ۲۵ سال سابقه متناوب می‌تواند مبنای بازنشستگی طبق مقررات مربوط باشد.

اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد:

صرف اینکه کسی عنوان «دریانورد» داشته باشد، لزوماً به این معنی نیست که تمام سابقه کاری او خودکار سخت و زیان‌آور محسوب می‌شود.

احراز سابقه، نوع کار، بیمه‌پردازی، مدارک شغلی و شرایط پرونده اهمیت دارد. من خودم هم در این مورد ابهامات زیادی دارم که در حال تحقیق هستم و قطعا اگر به جواب برسم دوباره برای شما خواهم نوشت.

کل ماجرا را اینگونه می‌شود نگریست:

۱۳۶۷: قانون بازنشستگی مشاغل سخت و زیان‌آور ایجاد شد.

۱۳۶۸: آیین‌نامه اجرایی آن تصویب شد.

۱۳۸۰: قانون ۲۰ سال متوالی یا ۲۵ سال متناوب برای مشاغل سخت و زیان‌آور تثبیت شد.

۱۳۸۵–۱۳۸۶: آیین‌نامه جدید آمد و مشاغل سخت به گروه‌های «الف» و «ب» تقسیم شدند.

۱۳۸۷–۱۳۸۸: پیگیری صنفی دریانوردان برای قرار گرفتن این حرفه در مشاغل سخت جدی‌تر شد.

۱۳۸۹: حرفه دریانوردی در چارچوب مشاغل سخت و زیان‌آور قرار گرفت.

۱۳۹۰–۱۳۹۱: بحث‌های مربوط به تصویب و اجرای آن ادامه پیدا کرد و اختلاف با تأمین اجتماعی، از جمله درباره شرط سنی ۵۰ سال، مطرح شد.

از ۱۳۹۱ به بعد: مسئله اصلی بیشتر به سمت نحوه اجرای قانون، احراز سابقه و شرایط بازنشستگی رفت.

۱۴۰۱–۱۴۰۲: موضوع بیمه و حمایت‌های قانونی از ملوانان و دریانوردان دوباره پررنگ شد.

۱۴۰۳ به بعد: با وجود تغییرات عمومی در قوانین بازنشستگی، مشاغل سخت و زیان‌آور همچنان تابع مقررات خاص خود باقی ماندند.

۱۴۰۵: اصل شمول مقررات سخت و زیان‌آور همچنان برقرار است، ولی نحوه احراز و اجرای آن برای هر فرد اهمیت زیادی دارد.


سؤال: در نهایت، چرا باید این موضوع را جدی گرفت؟

چون بحث سخت و زیان‌آور بودن دریانوردی فقط بحث «زودتر بازنشسته شدن» نیست.

پشت این موضوع، یک واقعیت مهم وجود دارد:

دریانورد ممکن است سال‌های زیادی از زندگی خود را در شرایطی بگذراند که برای بسیاری از مردم قابل تصور نیست؛ ماه‌ها دور از خانواده، زندگی در فضای محدود کشتی، شیفت‌های سنگین، شرایط نامساعد جوی، خطرات دریایی، مسئولیت بالا و فشار جسمی و روانی.

بنابراین وقتی صحبت از سخت و زیان‌آور بودن حرفه دریانوردی می‌شود، در واقع صحبت از این است که قانون تا چه اندازه توانسته سختی واقعی این شغل را ببیند و متناسب با آن از نیروی انسانی این صنعت حمایت کند.

و شاید مهم‌ترین نکته همین باشد:

سخت و زیان‌آور شدن یک شغل روی کاغذ، پایان کار نیست؛ مهم این است که قانون در عمل، برای دریانوردی که سال‌ها در دریا کار کرده، چطور اجرا می‌شود.

خواهشمندم با بیان نظرات و سوالات ، به اشتراک گذاشتن تجربیات و دانش خود در مورد این موضوع، به ما در آگاهی بخشیدن به جامعه عزیز دریانوردی کمک کنید. |

باتشکر: شهرام هادی زاده